نقد فیلم سارا و آیدا

پر از ناپختگی و ضعف

سارا و آیدا فیلمیست که با بیرون آمدن از سالن سینما از خاطرتماشاچی محو می‌شود و شاید این اتفاق برای مازیار میری هم بهتر باشد ,چه بهتر که او در ما خاطره‌ی یکی دوفیلم خوب قبلی اش را تداعی کند تا فیلم درجه چندم سارا و آیدا را.

مازیار میری را با  آثاری چون “سعادت آباد” و “حوض نقاشی” به خاطر می آوریم که در نوع خودشان فیلم های قابل اعتنایی بودند. اما اثر اخیر او یعنی “سارا و آیدا” اثری نا امید کننده و سطحی است و طوری ساخته شده که اگر ندانیم فکر می کنیم یک فیلمسازتازه کار با الهام از آثاراصغر فرهادی فیلمی ساخته پر از ناپختگی و ضعف.
فیلمنامه کلیشه ای و عاری از خلاقیت است؛یک زن ساده (سارا با بازی قابل قبول غزل شاکری) و البته شرافتمند که به واسطه ی برادر بدهکارش با طلبکاران ومشکلات مالی درگیر می شود، مجبور به قبول پیشنهادی می‌شود که دردسرها و پیامد های دیگری برایش به بار می‌آورد.

غزل شاکری و پگاه آهنگرانی  در فیلم سارا و آیدا

شخصیت پردازی ها سطحی و کم جزییاتند و عمدتا در حد تیپ باقی می‌مانند شخصیت آیدا(با بازی پگاه آهنگرانی که مدت مدیدی است که در این نوع نقش گیر کرده و همیشه همین بازی را ارائه می کند) که یک دختربا رفتار شیطنت آمیز و برونگراست با “قربونت برم” های مشمئز کننده!  که گاه به گاه معرفتش گُل می‌کند و دلواپس دوستش سارا می‌شود.شخصیت علیرضا (نامزد دلواپس سارا) و یا عروس خانواده و یا همسر همان میثاق بدهکار(با بازی فوق العاده ضعیف و تصنعی تینا پاکروان) نیزکارکرد مناسبی ندارند و سهم زیادی در جلو بردن داستان هم ندارند.اما بدتر از همه شخصیت مرد طلبکار است که به شدت اغراق شده و غیرواقعی است و به هیچ وجه حس نفرت را در ما نمی انگیزد چون غیرقابل لمس و زیاد از حد سیاه نمایی شده است.

 مصطفی زمانی و پگاه آهنگرانی در فیلم سارا و آیدا

شخصیت سعید (با بازی مصطفی زمانی) نسبتا باورپذیرتر است اما فیلم هیچگونه اطلاعاتی درمورد وی به ما نمی دهد که از کجا آمده و یا به کجا وصل است و فقط باید بپذیریم آدم بدیست که صرفا رابطه ای با آیدا دارد و میخواهد از سارا سو استفاده کند تا مدارک مناقصه را به چنگ بیاورد.که البته برای ما روشن نیست که این اسناد دقیقا چه هستند و چطور از شرکتی که سارا و آیدا در آن هستند سردرآورده اند که اینقدر با ارزشند.
روند شکل گیری و سیر داستان نیز خوب از کاردرنیامده و نه ما را به فکر وامی‌دارد و نه حسی در ما می‌انگیزد،بعد مرگ کلیشه ای-هالیوودی آیدا )تصادف با کامیون از کنار ) که انگار اصلا متعلق به این فیلم نیست و به زور در فیلم گنجانده شده تا مثلا سارا را از مهلکه برهاند و او را بر سر دو راهی اخلاقی قرار دهد.اما بعد این اتفاق دیگر فیلم جذابیت حداقلی اش را هم نیزاز دست می‌دهد و تعلیق خاصی برای مخاطب باقی نمی‌گذارد و حتی در آخر که  با بیدار شدن وجدان  و امتناع سارا از امضا اسناد مربوط به پرونده  و اعتراف به  آنچه واقعا اتفاق افتاده نیز ما را غافلگیر نمی‌کند و سکانس آخر که او را به آگاهی می‌برند نیز خنثی  وعاری از هرگونه کارکرد حسی است و پیام اخلاقی یا اجتماعی خاصی نیز به ما نمی دهد.

مصطفی زمانی، غزل شاکری و سعید چنگیزیان در پشت صحنه فیلم سارا و آیدا

رابطه ‌ی سارا و آیدا نیز تعمق نمی‌یابد و در پله‌ی اول می‌ماند وتنها سوگواری سارا برای او نگاه کردن ویدئوی دابسمشی بود که با هم گرفته بودند(بماند که چطور همچین دختری ویدئوی اینستاگرامش تنها یک بار دیده شده) و زیر لب زمزمه کردن ترانه آن در بالکن خانه .و نکته‌ی دیگراینکه چرا اسم فیلم اینقدر دم دستی و بی مسما انتخاب شده برای من قابل هضم نیست،زیرا که فیلم واقعا درمورد رابطه و دوستی سارا و آیدا نیست و بیشتر حول شخصیت سارا می‌گردد و اینکه نام آیدا چرا در فیلم آمده سوال برانگیز است.

مصطفی زمانی در فیلم سارا و آیدا

 سارا و آیدا فیلمیست که با بیرون آمدن از سالن سینما از خاطرتماشاچی محو می‌شود و شاید این اتفاق برای مازیار میری هم بهتر باشد ,چه بهتر که او در ما خاطره‌ی یکی دوفیلم خوب قبلی اش را تداعی کند تا فیلم درجه چندم سارا و آیدا را.
نویسنده: ماهان صابر چگینی
منبع: کافه نقد
0



نظری ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*