نقدی بر مستند «انقلاب جنسی» حسین شمقدری

وقتی فرم و محتوا، فدای سوژه ی داغ می ­شود!

پایان بندی غلط، مستندی را که قرار بود از گونه مستندهای توضیحی باشد و راه کاری برای آینده جامعه ایرانی ارائه دهد را به مستندی شاهدتبدیل می کند. مستندی که صرفا روایتگر و شاهد امری است که در اروپا اتفاق افتاده و در ایران اتفاق خواهد افتاد!

انقلاب جنسی آخرین ساخته حسین شمقدری، با مصاحبه هایی صریح که مخاطب ایرانی کمتر دیده و اصلا انتظارش را ندارد و ریتمی تند آغاز می­شود، حتی عمدا ممیزی های تصویری رایج را می­شکند تا گارد مخاطب هم شکسته و تحلیل مستند ساز پذیرفتنی­تر شود. این فیلم هرچند احتمالا به دلیل پرداختن به موضوعی داغ، با زبانی متهوارانه، حسابی دیده خواهد شد ولی محتوا و فرم، فدای همین سوژه داغ و متهورانه می شوند.

حسین شمقدری محقق خوبی است، سوژه های خوبی پیدا می کند و معمولا با بینش وتحلیل به سراغ سوژه های منحصر به فردش می رود ولی نمی تواند هم راوی، هم مجری، هم کارگردان و هم تدوین­گر باشد.

ضعف ساختاری محتوا را به شدت تحت الشعاع قرار می دهد تا هدف مستند به خوبی  برآورده نشود. تدوین شلخته و سرسری حسابی به چشم می آید و حتی مخاطب غیر حرفه ای سینما را هم آزار می دهد. غیر از تدوین ضعف اجرای او به خوبی مشهود است، تپق هایی که ریتم را خراب می کند، کلماتی که گم می شوند و عبارات انگلیسی که با جان کندن ادا می شوند.

غیر از مصاحبه ها، اجرای شمقدری آن قدر گیرا نیست تا مخاطب نا آشنا او را به عنوان یک فرد مطلع بپذیرد و در سراسر مستند از سطح یک گزارشگر ساده فراتر نمی رود و این ضعف در پایان بندی فیلم تاثیر مستقیم دارد، وقتی با یک جمله که نه کتابی و رسمی است و نه صمیمی و خودمانی، ناگهان وارد کتاب اخلاق جنسی شهید مطهری شده ولی ذهن مخاطب هنوز درگیر مرد های دامن پوش و عریان است.

زمانی که تمهید لازم برای ورود به نتیجه گیری آماده نشده، نتیجه گیری رسما بی فایده است. مضاف بر اینکه مصاحبه با حاج آقای قاسمیان به خوبی صورت نگرفته. برداشت های کوتاه و منقطع از صحبت های ایشان عملا تغییری در نظرِ مخاطبِ مخالفِ صیغه، ایجاد نمی کند چرا که نظریه ایشان در رابطه با نکاح موقت به خوبی تببین نمی­شود. نکاح موقت در چنین بستری صرفا به عنوان آخرین تقلای روحانیون برای رهایی از منجلابی است که جمهوری اسلامی به آن دچار شده و مخاطب هنوز درگیر تصاویر تاثیر گذار pride parade  و مقایسه آن با لوکیشن مصاحبه های ایران، یعنی پارک دانشجوست.

 پایان بندی غلط، مستندی را که قرار بود از گونه مستندهای توضیحی باشد و راه کاری برای آینده جامعه ایرانی ارائه دهد را به مستندی شاهدتبدیل می کند. مستندی که  صرفا روایتگر و شاهد امری است که در اروپا اتفاق افتاده و در ایران اتفاق خواهد افتاد!

نویسنده: امیرحسین خیراندیش

 

1+



نظری ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*