پرونده ویژه 36امین جشنواره فیلم فجر/ مرور فیلم «امیر»

وقتی سیگار می کشی و در خود فرو می ریزی!

نیما اقلیما در اولین کار بلندش نشان داد که نگاه متفاوتی به سینما دارد. او می خواهد حرف اش را با زبان خاص خودش بزند. او آگاهانه انتخاب می کند، از قاب بندی دقیق پلان هایش گرفته تا رنگ بندی صحنه هایش تا موسیقی تک ساز گیتار الکتریکش تا پک هایی که باید بازیگرش به سیگار بزند و از بقیه کنایه بشنود و...

منتقد: قاسم اکبری (امتیاز: ۲.۵ از ۵)

اولین چیزی که با شروع فیلم توجه شما را جلب می کند قاب بندی های نامتعارف آن است. قاب هایی عریض که کاراکترها در خارج از نقاط طلایی آن قرار گرفته اند و می خواهند از گوشه تصویر بیرون بیافتند! هدروم ها و لیدروم های وسیع در بالا و مقابل صورت سوژه ها که مشخصا برای آزار مخاطب و برهم زدن عادت بصری اش به کار گرفته می شوند!

زمان فیلم به کندی می گذرد و داستان کم ماجرای آدم های خسته فیلم به آهستگی جای خود را در درون این قاب های آزاردهنده باز می کند. بیننده کم کم به درون آدم های درهم شکسته از نظم و نظام زندگی مدرن راه میابد و دنیا را از منظرگاه آنان می بیند. قاب های نامتعارف کم کم عادت بیننده می شود و توجهش از سطح به عمق ماجرای در حال شکل گیری می رود و شخصیت ها کم کم به حرف می افتند و دیالوگ های طولانی تری می گویند و گاهی حتی فریاد می زنند و گریه می کنند.

در امیر همه چیز در سکونی کشنده نشان داده می شود، با شخصیت هایی که نمی توانند دنیای خود را تغییر دهند و دائم می خواهند از آنچه هستند فرار کنند. اینجاست که امیر به عنوان تنها حامی برای انجام این فرار باید به کمکشان بیاید و کم کم خودش می شود مقصر اینکه چرا کاری نکرده است که مانع رسیدن آنها به این نقطه فرار شود! امیر فیلمی است که اهمیت یک فرد برای دیگران را به تصویر می کشد و نگاه اومانیستی به روابط میان آنها دارد.

احتمالا از توضیحات بالا حدس زده اید که امیر فیلمی برای نمایش در سالن سینماست. برای شهر نشین هایی که به سینما می روند تا ساعاتی به دور از هیاهوی اطرافشان، به خود و زندگی شان از بیرون نگاه کنند. امیر قرار نیست مخاطب خود را سرگرم کند. داستان خاصی برای گفتن ندارد. موقعیت هایش در عرض بسط می یابند و کم کم بحران درون خود را هویدا می کنند. از این منظر شاید امیر را به گونه فیلم های هنری شبیه بدانیم اما نباید فراموش کنیم که یک تفاوت عمده با آنها دارد. امیر نمی خواهد تقصیر را به گردن جامعه و حکومت و… بیاندازد! فیلمساز قصور و تقصیر را در درون آدم های فیلمش می جوید و برای همین نمی توان به سادگی برچسب هایی همچون سیاه نمایی و… را به آن چسباند.

امیر سعی می کند فیلمی بدون جغرافیا باشد ولی بدون ایدئولوژی نیست. گاهی حتی ایدئولوژی های کاراکترهایش را هم به نقد می کشد اما نه آنقدر که بتوان حرف جدی از آن بیرون کشید. امیر در واقع یک موقعیت بسط یافته از زندگی مدرن طبقه شهری بحران زده است. طبقه ای که نه دنیای خوبی دارد و نه حتی نگاهی به آخرت!

تفاوت بارز امیر با دیگر فیلم های به اصطلاح هنری این سال ها پایان باز امیدوار کننده تر آن است. در صحنه آخر، تصویر اردلان، تنها کودک حاضر دراین موقعیت سیاه نشان داده می شود و بارقه امید برای ادامه زندگی امیر و دیگران روشن نگه داشته می شود. تا پیش از این صحنه فقط صدای این کودک را شنیده بودیم چرا که دوربین همواره مشغول دنیای آدم بزرگ ها بود و آنها را از کمر به بالا نشان می داد! آدم بزرگ هایی با آرزوها یا به تعبیر بهتر هواهای زیادی در سر که نمی توانستند نگاهی هم به پایین بیاندازند و دنیا را از دریچه امیدوارانه کودکی ببینند.

نیما اقلیما در اولین کار بلندش نشان داد که نگاه متفاوتی به سینما دارد. او می خواهد حرف اش را با زبان خاص خودش بزند. او آگاهانه انتخاب می کند، از قاب بندی دقیق پلان هایش گرفته تا رنگ بندی صحنه هایش تا موسیقی تک ساز گیتار الکتریکش تا پک هایی که باید بازیگرش به سیگار بزند و از بقیه کنایه بشنود و…

نیما اقلیما درست و دقیق شروع کرده است و امیدواریم که درست و دقیق ادامه دهد، هرچند که حرف هایش همین قدر کم باشند.

0



نظری ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*