پرونده ویژه 36امین جشنواره فیلم فجر/ مرور فیلم «به وقت شام»

وقتی حاتمی کیا مهمترین قاعده اش را زیرپا می گذارد!

این توصیف را بارها درباره ابراهیم حاتمی کیا شنیده ایم که «او فرزند زمانه خود است»... و این بار حاتمی کیا در «به وقت شام» برای اثبات این توصیف، یکی از مهمترین اصول فکری خود را زیرپا گذاشته است.

منتقد: محمدصادق باطنی ( نمره به فیلم ۵ از ۵)

این توصیف را بارها درباره ابراهیم حاتمی کیا شنیده ایم که «او فرزند زمانه خود است»… و این بار حاتمی کیا در «به وقت شام» برای اثبات این توصیف، یکی از مهمترین اصول فکری خود را زیرپا گذاشته است.

از «آژانس شیشه ای» تا «به نام پدر»، «چ»، «موج مرده»، «به رنگ ارغوان» و «بادیگارد»، مهمترین دوگانه ی آثار حاتمی کیا معمولا در تضاد بین «آرمان» و «واقعیت» شکل می گیرد و همواره یک نسل اولی «آرمان» را نمایندگی می کند و یک نسل دومی یا سومی «واقعیت» را. در این میان، همواره «قهرمان» فیلمها یکی از همین نسل اولی های آرمانگراست که در حین باز و بسته شدن گره ها، بواسطه سوالات نسل سومی ها در چالش میان آرمان و واقعیت گیر افتاده است. امری که بیش از هر چیز در آثاری همچون آژانس شیشه ای و بادیگارد مشاهده می کنیم.

از سوی دیگر در همین آثار شاهد آن هستیم که نسل سومی های واقع گرا و پرسشگر، بیشتر در موضع انفعال و نق زدن دیده می شوند تا موضع منجی و حل کننده مشکلات. اما حاتمی کیا در به وقت شام بالکل قاعده نسلیِ خود را عوض کرده است. این بار در دو گانه پدر و پسریِ یونس و علی رستمی به عنوان دو خلبانِ ایرانی حاضر در سوریه، شاهد آن هستیم که وظیفه قهرمانی بر دوش پسر قرار می گیرد و این بار یک جوان نسل سومی که باز هم مشخصه اصلی اش پرسشگری واقعگرایانه است، به عنوان منجی مردم سوریه و مدافعان حرم معرفی می شود.

انگار ابراهیم حاتمی کیا هم به این نتیجه رسیده که زمانه حکم می کند که دیگر نوبت جوانان نسل سومی است که به کابین هواپیمای انقلاب راه پیدا کنند و هدایت آن را بر عهده بگیرند… و به راستی چقدر تماشای یک قهرمان جوان متخصص و انقلابی روی پرده سینما لذت بخش است… پرده ای که به برکت تکنیک و تلاش حاتمی کیا از اینچ اینچش به درستی استفاده شده است و لذتی که بار حسرت ادای دین سینما به شهید حججی های نسل سومی را قدری سبک می کند.

0



نظری ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*