سیری بر نگارش تحلیل فیلم

نگارش تحلیل فیلم | درس هیجدهم: تحلیل فیلم با رویکرد مولف گرا

اشاره به عباراتی مثل « فیلمی به کارگردانی استیون اسپیلبرگ» یا «فیلمی از کریستوفر نولان» به خودی خود عملی نقادانه است چرا که به طور ضمنی مبین این حقیقت است که دیدگاه وحدت بخشی که در پس آنچه بر روی پرده می بینید خفته، در واقع دیدگاه کارگردان است.

مولف گرایی

نقد مولف گرا در مطالعات سینمایی امروز یکی از متداول ترین و پذیرفته شده ترین شیوه های تحلیل است که اغلب به طور ناخودآگاه مورد استفاده قرار می گیرد. این شیوه از طریق در کنار هم قرار دادن یک فیلم با یک کارگردان و یا گاهی یک شخصیت محوری دیگر، از قبیل یک ستاره به بازشناسی و بررسی اثر می پردازد. به تعبیری دیگر اشاره به عباراتی مثل « فیلمی به کارگردانی استیون اسپیلبرگ» یا «فیلمی از کریستوفر نولان» به خودی خود عملی نقادانه است چرا که به طور ضمنی مبین این حقیقت است که دیدگاه وحدت بخشی که در پس آنچه بر روی پرده می بینید خفته، در واقع دیدگاه کارگردان است. با ذکر نام کارگردان فیلم در تحلیل، در واقع بیان می کنید که درونمایه و ویژگی های سبکی مشخص و مشترکی وجود دارند که توسط همان فیلمساز، ارتباطی میان فیلم ها برقرار می سازند.

گرچه منتقدان گاهی اوقات بازیگری برجسته یا حتی فیلمنامه نویس را در جایگاه مولف (خالق اثر) می نشانند، ریشه های تاریخی نقد مولف گرا به ادعاهایی درباره خلاقیت و استقلال ادبی باز می گردد که توسط کارگردانان مشخص و یا در مورد آن ها به کار رفته است.از دهه ۱۹۵۰ این شیوه تبدیل به یک استراتژی استاندارد در فرآیند تحلیل فیلم شده است؛ رویکردی که در آن کارگردان مولفی است که به درک ما از فیلم وحدت می بخشد.

گرچه مولف گرایی اساس بسیاری از مطالعات برجسته است، اما دست کم به دو دلیل باید در مورد به کارگیری آن کمی تامل کرد. نخست اینکه به ندرت پیش می آید کارگردان به معنای واقعی کلمه دارای کنترل و احاطه کاملی باشد که در این نگرش به آن اشاره شده است؛ چرا که ممکن است شخص دیگری به جز کارگردان، از فیلمنامه نویس گرفته تا تدوین گر، در قبال نگاه و منطق فیلم تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد. دلیل دیگر اینکه آنچه شخص مولف عرضه می کند، بسته به زمان و مکان متغیر است.

اگر شما به مقایسه تدوین در دو فیلم یک کارگردان می پردازید، باید به روشنی مشخص کنید که در حال استفاده از الگوی مولف هستید و دلایلی برای کاربرد این لفظ برای این کارگردان خاص ذکر کنید. همچنین این پرسش را مطرح کنید که شرایط زمانی یا تاریخی تولید فیلم چگونه وحدت مولف–محوری را که در اثر یافته اید تقویت یا تضعیف می کند. آیا در فیلم هایی که در نظام استودیویی ساخته شدند- مثل آثار جرج کیوکر- تاثیر ساختار این نظام می تواند قابل توجه تر از تاثیر کارگردان باشد؟ یا اینکه فیلمساز تا حد زیادی از استقلال عمل برخوردار است و اگر اینگونه است فیلم از منظر سلطه غالب او چگونه به چشم می آید؟ بارزترین نشانه های تاثیر و کنترل فیلمساز بر فیلم کدامند؟ تدوین؟ ماهیت داستان؟ درونمایه ها؟ موقعیت مکانی و زمانی؟ آیا انتظارات شما درباره فیلم مشروط به شناختی است که از کارگردان دارید؟( مانند وقتی که از فیلمی ساخته حاتمی کیا توقع نمادگرایی زیاد دارید؟) به چه دلیل؟ آثار یک کارگردان در گذر تاریخ چه تغییراتی به خود دیده است؟ و شما چه پاسخی برای آن ها دارید؟ آیا نشانه های ویژه ای از فیلمساز در هر یک از آثارش وجود دارد؛ مثل تصاویر توصیف گرانه ی مخصوص هیچکاک در برخی از فیلم هایش؟

در نهایت به خاطر بسپارید که مطالعات دقیق و پیچیده در خصوص مولف گرایی در ارتباط مستقیم با فیلم ها قرار دارد، نه زندگی خصوصی یا روان شناسی شخص فیلمساز.

در پایان این درس با بررسی بخش هایی از دو فیلم کریستوفر نولان و مقایسه آن ها با یکدیگر تحلیلی ارائه می دهیم که نمونه ای از نقدهای مولف گرا است.

کریستوفر نولان کارگردان سرشناس آمریکایی دو بخش از دو فیلم INCEPTION و INTERSTELLAR کریستوفر نولان را در زیر خواهیم دید. به ترکیب کارگردانی، تدوین و موسیقی، خوب دقت کنید. چگونه کارگردان با استفاده از تدوین موازی و موسیقی بیننده را وادار می کند تا حتی لحظاتی اندک از فیلم فاصله نگیرد و مدام درگیر بماند. چگونه با ترکیب تدوین و موسیقی ریتم هر دو فیلم را حفظ کرده و بینند را به اوج هیجان می رساند در عین اینکه برای دقایق زیادی ( حدود ۲۰ تا ۲۵ دقیقه از هر دو فیلم) حس تعلیق، کنجکاوی و در عین حال معماگونه فیلم را به مخاطب القا می کند. قبل از دیدن این دو بخش خوب است بدانید موسیقی هر دو فیلم توسط Hans Zimmer و تدوین هر دو فیلم نیز توسط Lee Smith انجام شده است.

نویسنده: حسین خداپرست

با الهام و تلخیص از:کتاب راهنمای نگارش تحلیل فیلم (نوشته تیموتی کوریگان؛ ترجمه: مزدا مراد عباسی)


دروس قبلی از این سیر: 

نگارش تحلیل فیلم | درس هفدهم: تحلیل فیلم با رویکرد ژانر

+نگارش تحلیل فیلم | درس شانزدهم: تحلیل فیلم با رویکرد ملی

+نگارش تحلیل فیلم | درس پانزدهم: تحلیل فیلم با رویکرد تاریخی

 

0



نظری ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*