سیری بر نگارش تحلیل فیلم

نگارش تحلیل فیلم | درس نوزدهم: تحلیل فیلم با رویکرد ساختاری

عنوان فرمالیسم یا ساختار گرایی، اغلب به گونه ای از تحلیل فیلم اشاره دارد که در ارتباط با موضوع ساختار و سبک یک فیلم یا مرتبط با چگونگی نظم و سامان یافتن عناصری مثل روایت یا میزانسن در یک فیلم است.

عنوان فرمالیسم یا ساختار گرایی، اغلب به گونه ای از تحلیل فیلم اشاره دارد که در ارتباط با موضوع ساختار و سبک یک فیلم یا مرتبط با چگونگی نظم و سامان یافتن عناصری مثل روایت یا میزانسن در یک فیلم است. در اغلب اوقات تحلیلگر بر آن است تا این موضوعات فرمال را در کنار مضامین اصلی فیلم به بحث بگذارد، اما تمرکز عمده یک تحلیل فرمالیستی بر الگوهایی از قبیل آغاز و پایان روایت، تکرارها و تغییرات قابل توجه و پرمعنا در تکنیک های فیلمبرداری، یا ارتباط نماها و سکانس ها با یکدیگر خواهد بود.

اگر بخواهیم به طور دقیق بحث کنیم، تحلیل فرمالیستی بر موضوعاتی تاکید دارد که به طور کامل در کلیت فیلم جای دارند و نه خارج از آن. مثلا تاثیرات متفاوت یک فیلم بر مخاطبان، شرایط تاریخی تولید فیلم یا هر پرسش دیگری که پاسخ آن مستقیما بر روی پرده قابل مشاهده نیست، در این رویکرد تحلیل جایی ندارد. با وجود این، امروزه کمتر تحلیلی را می توان یافت که به طور کامل فرمالیستی باشد؛ معمولا یک چنین رویکردی در کنار رویکردهای دیگری چون مولف گرایی، تاریخ سینما،ژانر و … قرار می گیرد.  پس برای مثال، یک تحلیل فرمالیستی صرف تنها می تواند به ارزیابی وحدت روایی در فیلم او (Her) بپردازد که در آن شخصیت اصلی در کنار سیستم عاملش (سامانتا) مجموعه ای از روابط، کنش ها و واکنش ها را آغاز می کند که پیرنگ را به جلو می رانند. نویسنده ممکن است با دقت، تکرارهای ساختاری یا سبکی در تدوین یا نورپردازی یک فیلم را دنبال کند و در ادامه، به توصیف چگونگی کارکرد آن ها در ارتباط با دیگر عناصر فیلم بپردازد.

یک روش دیگر، انتخاب صحنه یا سکانسی است که به لحاظ دیداری، پیچیده به نظر می رسد و سپس تشریح چگونگی عملکرد و دلیل اهمیت آن در فیلم. در اوایل فیلم هویت بورن( The Bourne Identity ) میان بورن و دو پلیس درگیری شدیدی و سریعی رد و بدل می شود که نشان می دهد بورن به صورت ناخودآگاه و غیر ارادی به زبان آلمانی صحبت می کند و در اثر عصبانیت ناگهانی با ضرباتی به پلیس ها هر دو را شدیدا مصدوم می کند؛

یک تحلیل فرمالیستی می تواند توضیح دهد که دوربین چگونه در دفعات متعدد و با سرعت جا به جا می شود. فرقی نمی کند که در حال بررسی یک نمای واحد هستید یا الگویی از تصاویر، از خود بپرسید که جذاب ترین و مهم ترین مسئله درباره ویژگی های فرمال چیست و این خصایص چگونه مطالبی را به داستان و درونمایه های فیلم می افزایند؟ آیا میزانسن است که به نظر اجرای استادانه تری دارد یا به بیان دقیقتر، مجموعه زوایای دوربین؟ اگر تمرکز شما معطوف به یک صحنه یا نمای واحد است، عناصری چون صدا، نورپردازی و جابجایی یا حرکت دوربین چگونه به تفسیر کنش داستانی یا تایید و حمایت آن می پردازند؟ چگونه می توانید ویژگی های فرمال و مضامین فیلم را به یکدیگر مرتبط سازید؟

نویسنده: حسین خداپرست

با الهام و تلخیص از:کتاب راهنمای نگارش تحلیل فیلم (نوشته تیموتی کوریگان؛ ترجمه: مزدا مراد عباسی)


دروس قبلی از این سیر: 

نگارش تحلیل فیلم | درس هیجدهم: تحلیل فیلم با رویکرد مولف گرا

نگارش تحلیل فیلم | درس هفدهم: تحلیل فیلم با رویکرد ژانر

نگارش تحلیل فیلم | درس شانزدهم: تحلیل فیلم با رویکرد ملی

 

0



نظری ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*