سیری بر نگارش تحلیل فیلم

نگارش تحلیل فیلم | درس بیست و یکم: تحلیل فیلم با رویکرد ایدئولوژیک ۲

در نوشته ای انتقادی که به رویکرد ایدئولوژیک تمایل دارد، هر محصول یا اثر فرهنگی، به طور آشکار یا نهان، حامل عقایدی است درباره این که دنیای ما چگونه است، یا به چه صورت باید دیده شود و اینکه مردان و زنان چگونه باید یکدیگر را در آن ببینند

در نوشته ای انتقادی که به رویکرد ایدئولوژیک تمایل دارد، هر محصول یا اثر فرهنگی، به طور آشکار یا نهان، حامل عقایدی است درباره این که دنیای ما چگونه است، یا به چه صورت باید دیده شود و اینکه مردان و زنان چگونه باید یکدیگر را در آن ببینند: لباسی که شما به تن می کنید بیانگر ارزش های اجتماعی است و درست به همین شکل، فیلم هایی که تماشا می کنید انتقال دهنده ارزش های اجتماعی هستند. چه مخالف ارزش های بیان شده در یک فیلم خاص باشیم چه موافق، یک منتقد با رویکرد ایدئولوژیک معتقد است که این آثار نمایانگر دیدگاه هایی پاک و معصومانه از جهان نیستند و ارزش های فردی و اجتماعی به نمایش در آمده در آن ها، هر چند خیلی طبیعی به نظر برسند، نیاز به تحلیلی دقیق دارند. یک نوشته خوب از این جنس معمولا از پرداختن به سیاست تبلیغاتی آشکار فیلمی مثل ۳۰۰ فیلمی که به شکل ساده لوحانه ای ایرانیان را متوحش نشان می دهد، دوری کرده و در مقابل به بررسی مطالعه سیاست های ظریف، هوشمندانه و نه چندان آشکار فیلمی چون آرگو می پردازد که در آن فیلمساز داستان تسخیر سفارت آمریکا در ایران را بازگو می کند.

در ادامه به شش رویکرد دیگری که امروزه جزو مکاتب ایدئولوژیک اصلی در نقد فیلم به شمار می روند، اشاره می شود. هر یک از آنها نه تنها به خود فیلم توجه دارند بلکه ناظر به روش های ساخت آنها و شیوه های درک و فهم شان از سوی مخاطب نیز هستند:

  • مطالعات در مورد سلطه و تاثیر هالیوود : بر این موضوع تمرکز دارد که فرمول های سینمای کلاسیک چگونه شیوه های مشاهده جهان را تحت سلطه خود در آورده و گاهی اوقات آن ها را دگرگون می کنند و بر هم می زنند.
  • مطالعات فمینیستی: به ارزیابی کیفیت تصاویر مثبت و منفی ارائه شده از زنان در فیلم ها می پردازد. این رویکرد اغلب توجهی ویژه به پیشینه حضور فیلمسازان زن در سینما دارد.
  • مطالعات نژادی: به بررسی بازتاب تصویر نژادهای مختلف مثل لاتینی ها، آمریکایی های آفریقایی و آسیایی تبار در آثار سینمایی می پردازد.
  • مطالعات طبقاتی: به تحلیل چیدمان اجتماعی و اقتصادی ارائه شده در فیلم می پردازد تا توضیح دهد که قدرت اجتماعی چگونه از طریق فیلم های مشخص و در ساختار آن ها دسته بندی می شود.
  • مطالعات پسا استعماری: فیلم ها را از منظری جهانی مورد بررسی قرار می دهد و هدف از آن آشکار ساختن نحوه بازنمایی یا ظهور دیدگاه های بومی در محدوده فرهنگ کشورهایی است که در گذشته تحت سلطه استعمار قرار گرفته اند و به حاشیه رانده شدند(مثل هند)
  • نظریه نامتعارف : به بررسی این مسئله می پردازد که روابط عادی اجتماعی، به خصوص از طریق ایجاد مواجهه با ارزش های خانواده و جنسیت چگونه می تواند در قالب فیلم به چالش کشیده یا مختل شود.

بهترین نمونه های تحلیل ایدئولوژیک فیلم تلاش می کنند تا از محدود کردن مطالب خود به محتوای فیلم دوری گزینند؛ در مقابل، نقد ایدئولوژیک پیچیده، پرسش هایی درباره شخصیت ها، پیرنگ و مطالب دشوارتری در مورد شاکله روایت یا فاصله دوربین نسبت به شخصیت ها را مطرح می کند: برای مثال  نکته ایدئولوژیک فیلمی جنگی که در آن، دشمن تنها در دسته های بزرگ و پرجمعیت دیده می شود یا دوربین تصویری مشابه از همه آن ها به نمایش می گذارد چیست؟

حیطه جهان داستان خود و به طور ضمنی چهان ما قصد انتقال چه پیامی یا پیام هایی را دارد؟ چه چیز را به طور آشکار می گوید و چه چیز را در لفافه؟ فیلم در مورد اینکه رابطه مردم با یکدیگر به چه صورت است و چگونه باید باشد چه عقیده ای دارد؟ آیا فردیت در فیلم مهم است یا خانواده؟ آیا فیلم اشاره ای صریح و مستقیم به آن ارزش ها ( ارزش های اجتماعی، فردی و خانوادگی) دارد؟ آیا اشاره ای به نتایج و مقتضیاتی که با این ارزش ها بدست می آید یا از دست می رود دارد؟ آیا این ارزش ها به عنوان ارزش هایی بدیهی و طبیعی توصیف می شوند؟ اگر پاسخ مثبت است چرا؟ آیا فیلم اعتقادات مخاطب خود را به چالش می کشد یا به تایید آن ها می پردازد؟ سیاست فیلم و روشی که مخاطب خود را سرگرم می کند چگونه در هم می آمیزند؟

امروزه تحلیل ایدئولوژیک به خصوص در حیطه موضوعات مرتبط با نژاد، جنسیت، شیوه های جدید و جالبی برای تماشای فیلم ها ارائه می کند: سینما، زنان یا قشر اقلیت جامعه را چگونه تصویر می کند؟ فیلم ها چگونه مردمی از یک تیره و رنگ خاص را نادیده می گیرند؟ یا اینکه فیلم ها در نگاه مخاطبانی که خارج از طبقه متوسط قرار دارند چگونه دیده می شوند؟مهمتر از همه اینها رویکردهای ایدئولوژیک از شما می خواهند تا درباره آنچه در حالت عادی به احتمال زیاد بدیهی می پندارید به دیده تردید بنگرید.

هر چه بیشتر درباره فیلم ها مطلب بخوانید و تحلیل کنید، با رویکرد های دیگری نیز برخورد خواهید کرد که می توانند به فهرست رویکردهای اصلی توصیف شده در این فصل افزوده شوند و در خواهید یافت که همه این رویکردها در هم تنیده شده اند و بسته به آنچه می خواهید در مورد فیلم بگویید، می توانند با درجات مختلفی از تاکید به کار روند. تحلیل فیلمی از کریستف کیشلوفسکی مثل فیلم آبی احتمالا ذهن نویسنده را درگیر پرسش هایی می کند دباره جایگاه کیشلوفسکی به عنوان مولف و منزلت او در سینمای لهستان و فرانسه و نیز ویژگی های تاریخی و ساختاری آثارش. بعید به نظر می رسد که یک تحلیل کوتاه یا نیمه بلند امکان پرداختن به این عرصه گسترده را داشته باشد. در نتیجه نباید هیچ وقت، خود را بیش از اندازه به یک رویکرد خاص محدود کنید، ا در استفاده از شیوه های دیگر تحلیل فیلم تردید به خود راه دهید. اما اشراف و شناخت کامل نسبت به این الگوها و آگاه بودن از زمانی که ممکن است آن ها را به کار برید، می تواند به طرز فوق العاده ای در نظم و سامان دادن به رشته افکار و تمرکز بخشیدن به تحلیل تان ارزشمند باشد. آنچه بیش از همه اهمیت دارد شناخت روش های متفاوت نگاه کردن به فیلم ها و تحلیل آن هاست. شناختی که شما را قادر می سازد تا آن روش یا روش هایی را برگزینید که به بهترین نحو ممکن، متناسب با اهداف و علایق شخصی تان است.

نویسنده: حسین خداپرست

با الهام و تلخیص از:کتاب راهنمای نگارش تحلیل فیلم (نوشته تیموتی کوریگان؛ ترجمه: مزدا مراد عباسی)


دروس قبلی از این سیر: 

+نگارش تحلیل فیلم | درس بیستم: تحلیل فیلم با رویکرد ایدئولوژیک

+نگارش تحلیل فیلم | درس نوزدهم: تحلیل فیلم با رویکرد ساختاری

نگارش تحلیل فیلم | درس هیجدهم: تحلیل فیلم با رویکرد مولف گرا

 

0



نظری ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*