سیری بر نگارش تحلیل فیلم

نگارش تحلیل فیلم | درس بیست و پنجم: لحن و کلیشه در نقد فیلم

مطلبی که با جمله ی «این فیلم پرغوغاترین فیلم امسال است و فریب‌کارترین‌شان. در پس ظاهر پرطمطراق و غلط‌انداز رئالیستی – ناتورالیستی‌اش، باطن سیاه و مسموم فیلمفارسی لانه دارد.» آغاز می شود، بی شک معرف این است که نویسنده به جای قضاوتی متعادل و منصفانه، بیش از اندازه متعصبانه و مغرضانه عمل کرده است.

لحن

لحن یک مقاله ی سینمایی به طور قابل ملاحظه ای می تواند متفاوت باشد: از لحن نیشدار و بعضا سرخوشانه ی برخی منتقدان روزنامه ها، تا اخلاق گرایی اغراق آمیز و بی دلیل برخی نظریه پردازان فیلم. لحن، تاثیر کلی ای است که برآمده از واژگان مورد استفاده ی شما و چگونه به کاربردن آن هاست، و هر تحلیلی لحن مخصوص به خود را می سازد و به عبارتی دیگر «بازتاب صدای نویسنده اش» است. از نوع لحنی که برای بحث به کار می برید آگاه باشید. برخی از لحن ها در مقایسه با بقیه تاثیر کمتری دارند. لحن فکاهی، طنز نیشدار و حالت پرخشم و غیظ جزو کم تاثیرترین لحن های مورد استفاده در شکل گرفتن بحثی جذاب و قانع کننده هستند.

برای مثال نقدی  که یکی از منتقدان فیلم ابد و یک روز با جمله ی «این فیلم پرغوغاترین فیلم امسال است و فریب‌کارترین‌شان. در پس ظاهر پرطمطراق و غلط‌انداز رئالیستی – ناتورالیستی‌اش، باطن سیاه و مسموم فیلمفارسی لانه دارد.» آغاز کرده است، بی شک معرف این است که نویسنده به جای قضاوتی متعادل و منصفانه، بیش از اندازه متعصبانه و مغرضانه عمل کرده است. همین مطلب می تواند با لحن متعادل تری ارائه شود: «مسئله ای که در مورد فیلم های هنری وجود دارد این است که آن ها ممکن است مردمی را که خسته از روزمرگی های زندگی می خواهند به تماشای داستانی شاد و امیدوار کنندهبروند، ناامید و ناراحت از سالن سینما خارج کنند.»

نویسنده باید میان طرز بیانی بی تکلف و خودمانی لحنی جدی و رسمی حد وسطی بیابد. ماهیت و چند و چون این حد وسط، بستگی به شما و موضوع ویژه ای دارد که برای مطلب خود برگزیده اید. استفاده ی بیش از اندازه از کلممات عامیانه و زبان کوچه و بازار کارکرد و تاثیر چندانی نخواهد داشت. جملات پرطمطراق هم که در حالت عادی به کار نمی برید به همین صورت اند. نویسنده ای که بر نوع لحن انتخابی خود اشراف داشته باشد و آگاهانه آن را به کار برد ثبات لحن را در سرتاسر مقاله حفظ خواهد کرد و حال و هوای کلام او از یک جمله به جمله دیگر و از پاراگرافی به پاراگراف دیگر دستخوش تغییر نمی شود.

در نهایت، در مورد استفاده از گیومه در دو سوی کلمات برای ایجاد لحنی غیر مستقیم، زیرکانه و یا کنایی خیلی با احتیاط برخورد کنید. اگر منظور شما این است که مثلا یک شخصیت، مثل الگوی معمولی مردی غالب و سرکوبگر رفتار می کند، به نوشتن ساده ی اینکه «او در واقع مردی است که هیچ محدودیتی برای خود قائل نیست» رضایت ندهید. نشانه گیومه ای که به این شیوه به کار می رود تقریبا هیچ چیز خاصی را توضیح نمی دهد و معمولا آنچه را منظور شماست نامشخص و مبهم جلوه می دهد.

تکرارها و کلیشه ها

یک مشکل رایج در استفاده از واژگان حفظ طراوت و تنوع در کلام است. نویسندگان با تجربه بر تکرار کلمات کلیدی به عنوان وسیله ای برای تاکید و استمرار تکیه می کنند. اما تکرار واژگانی که از روی تنبلی و عدم تسلط بر سیر کلمات روی دهد، به نثری ملال آور و خسته کننده منجر می شود: اشاره های چندین باره به لفظ کارگردان در طول یک متن کوتاه می تواند آزاردهنده باشد. شما به راحتی می توانید یک چنین تکرار بیهوده ای را با جایگزینی اسم کارگردان یا ضمیر سوم شخص تصحیح کنید. وقتی که در چنبره تکرارهای غیرضروری گرفتار شدید، به توصیفات و عبارات خود تنوع بخشید، اما این تغییر را با استفاده از اصطلاحاتی که تناسبی با سبک شما ندارند به متن تحمیل نکنید.

علاقه و وابستگی داشتن به استفاده از کلمات کلیشه ای نوعی از همین مشکل است: استفاده سریع، شتابزده و بدون فکر و بررسی از زبان و کلمات به جای تامل و بیان عبارات دقیق و مناسب. قطعات شعرگونه، کنایه ها و شوخی های سطحی و بی محتوایی که اغلب در نقد و بررسی فیلم می بینیم روایتی اغراق گونه است از کاربرد کلیشه های کلامی؛ در این نوع نوشته ها می توان دید که چگونه اصطلاحات بی معنایی مثل جنجالی یا عباراتی چون فیلمی که همه باید آن را ببینند به کار می روند.

نویسنده: حسین خداپرست

با الهام و تلخیص از:کتاب راهنمای نگارش تحلیل فیلم (نوشته تیموتی کوریگان؛ ترجمه: مزدا مراد عباسی)


دروس قبلی از این سیر: 

+نگارش تحلیل فیلم | درس بیست و چهارم: واژگان مناسب و شیوه بیان ملموس

+نگارش تحلیل فیلم | درس بیست و سوم: تعیین رئوس مطالب در نقد فیلم

+نگارش تحلیل فیلم | درس بیست و دوم: سبک و ساختار متن تحلیلی

 

0



نظری ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*