سیری بر نگارش تحلیل فیلم

نگارش تحلیل فیلم | درس بیستم: تحلیل فیلم با رویکرد ایدئولوژیک

وقتی فیلمی مثل چ حاتمی کیا، 7 shcindlers list یا مستند where to invade next مایکل مور را تماشا می کنیم، احتمال کمی وجود دارد که در فهم پیام های سیاسی متفاوت و موثر در هر یک به بیراهه برویم.

از یک منظر، ایدئولوژی شیوه ای گسترده تر و دقیق تر برای صحبت درباره سیاست است؛ حداقل اگر تعریف ما از سیاست، آن دسته نظریات و عقایدی باشد که زندگی و دیدگاه مان نسبت به جهان را بر پایه ی آن ها بنا می نهیم ] و نه سیاست به معنای عملکرد دولت ها در مقابل یکدیگر[. ایدئولوژی می تواند عقیده ای شخصی در باب قداست خانواده باشد یا نظر فردی دیگر باشد درباره مترقی و رو به جلو بودن تمدن.

وقتی فیلمی مثل چ حاتمی کیا، Schindler’s List یا مستند where to invade next مایکل مور را تماشا می کنیم، احتمال کمی وجود دارد که در فهم پیام های سیاسی-اجتماعی متفاوت و موثر در هر یک به بیراهه برویم.

 

با وجود این می توان فیلم هایی را هم نام برد که پیام هایی نه چندان آشکار درباره ی زندگی و جامعه را به مخاطب منتقل می کنند؛ فیلم هایی مثل جدا افتاده The Departed یا دختری با خالکوبی اژدها (The Girl with a Dragon Tattoo). مثل اکثر فیلم ها، این آثار نیز غالبا خود را به عنوان یک سرگرمی می نمایانند و سازندگان آن ها احتمالا از هر نوع ادعا در خصوص وجود دیدگاه های سیاسی و اجتماعی عامدانه در فیلم بیزارند. ولی تعداد زیادی از ما احتمالا می پذیریم که هر یک از این فیلم ها پیام های ایدئولوژیک نسبتا آشکاری درباره فردیت، روابط زناشویی، اهمیت زندگی خانوادگی، نژاد یا تاریخ اروپا دارد. به همین شکل، بسیاری از ما فیلم پدرخوانده را یک فیلم گنگستری مهیج خوش ساخت می دانیم، اما منتقدی که نسبت به ارزش های ایدئولوژیک فیلم دقت به خرج می دهد، به احتمال زیاد در می یابد که آن اجزا بخشی از دیدگاه دیگری است که از گرفتاری های برآمده از سرمایه داری حرف می زند:

فیلم پدرخوانده ۲ آشکارا نشان دهنده ویرانی و یا دست نیافتنی بودن ارزش های بنیادین طبقه بورژواست. دلیل فروپاشی آن ها ناکافی بودن ارزش ها برای هر فرد نیست: روابط خانوادگی، تحرک اجتماعی، نیاز به امنیت، رفاقت های مردانه و حتی ارزش های مذهبی که همگی در ارتباط و مطابق با نیازهای واقعی و دنیوی بشر برای زندگی در اجتماع، عشق، احترام، حمایت و قدرشناسی هستند. دیدگاه کاپولا حاکی از این است که نهادهای اجتماعی ای – خانواده هسته ای( اصطلاحی رایج در جامعه شناسی به معنای خانواده ای که صرفا شامل پدر، مادر و فرزندان می شود و نه دیگر خویشاوندان)، خانواده مافیا، جامعه قومی و کلیسا – که کورلئونه ها با تکیه بر آن ها یک چنین ارزش هایی را فراهم کرده و از آن ها پاسداری می کنند، پیش از ظهور نیروی ویرانگر و بی منطق سرمایه داری تباه می شوند. نیرویی که هدف اصلی اش سود و منفعت طلبی است و جایی برای همدلی و پاسخ دادن به نیازهای انسانی در آن وجود ندارد.

کوپولا چهار لایه پیوند خانوادگی را بنا نهاده، درهم تنیده و در نهایت همه را ویران می کند- خانواده هسته ای، خانواده مافیا، جامعه قومی و کلیسای کاتولیک – او با کنار هم قرار دادن و مقایسه دقیق آن ها نشان می دهد که هر یک از آن ها چگونه در تلاش و پیکاری نافرجام برای ایجاد زمینه های جامعه ای مطلوب و آرمانی هستند. در همه موارد، نیازهای شغلی، تمام جنبه های اجتماعی ای را که در سایه حمایت این مجامع می توانند تامین شوند، فرو می ریزند. فیلم در واقع تلاش بیش از اندازه ای است برای حفظ و حمایت این خانواده ها، تلاشی است که زیر سیطره سلطه شغل، تباه شده و خانواده ها را متلاشی می کند. لایه بیرونی فیلم پدرخوانده ۲ در ارتباط با نگرش مارکس در مورد سطح روابط بشری است؛ نگرشی که بر مبنای آن هیچ شک وجود ندارد که سرمایه داری، حتی در بهترین شکل خود، زندگی بشری و مجامع برآمده از آن را که برای ماندن تقلا می کنند از ریشه بر می کند. بنابراین جامعه بورژوایی که برای دست یافتن به ایده آل های خودساخته اش می جنگد هر چه قدرتش بیشتر باشد، بیشتر در ویرانی و تباهی فرو می رود. بیشترین تجلی این تناقض در جهان گنگسترها به چشم می آید؛ نمونه ای کامل از جهان سرمایه داری آمریکایی در ابعادی کوچکتر.

نویسنده: حسین خداپرست

با الهام و تلخیص از:کتاب راهنمای نگارش تحلیل فیلم (نوشته تیموتی کوریگان؛ ترجمه: مزدا مراد عباسی)


دروس قبلی از این سیر: 

+نگارش تحلیل فیلم | درس نوزدهم: تحلیل فیلم با رویکرد ساختاری

نگارش تحلیل فیلم | درس هیجدهم: تحلیل فیلم با رویکرد مولف گرا

نگارش تحلیل فیلم | درس هفدهم: تحلیل فیلم با رویکرد ژانر

 

1+



نظری ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*