پیشنهاداتی برای تهیه کنندگان مستند

مستند خود را به چه کسی سفارش بدهیم؟

سفارش‌دهنده باید توجه داشته باشد موضوعی که می‌خواهد به تولیدکننده سفارش دهد، فاصله‌اش با جهان‌بینی و به‌تبع آن مسائل تولیدکننده در حدی نباشد که در طول انجام پروژه قابلیت جبران آن وجود نداشته باشد.

چند سال پیش یکی از سازمان‌های فرهنگی تصمیم گرفت درباره‌ی شهید دیالمه مستندی بسازد. پس بودجه‌ی خوبی برای مستند در نظر گرفت و کار را به یک کارگردان نسبتاً موجه و کاربلد سفارش داد و منتظر ماند تا یک اثر خوب تحویل بگیرد.

اثر نهایی جایزه‌ی بهترین پژوهش جشنواره‌ی فجر را از آن خود کرد ولی کار تنها یک ایراد داشت: آن قدر از پیام سفارش‌دهنده فاصله داشت که توقیف شد!

مقدمه

بسیاری از افراد و سازمان‌ها و مؤسسات فرهنگی در جامعه وجود دارند که بر اساس دغدغه‌ها و وظایف تعریف‌شده برای خود، به دنبال فرهنگ‌سازی برای مخاطب خود -که غالباً عموم مردم‌اند- هستند و طبیعتاً یکی از راه‌های اثرگذار برای رسیدن به این هدف ساختن مستند است. اما مشکلی که وجود دارد این است که این افراد -که ممکن است مستقل و یا عضو یک موسسه باشند- مستندساز نیستند، اگرچه ممکن است نویسنده، فعال فرهنگی، ژورنالیست، نظریه‌پرداز، مصلح اجتماعی یا هر چیز دیگری باشند ولی به‌هرحال مستندساز نیستند اما می‌توانند تهیه‌کننده و یا سفارش‌دهنده‌ی یک مستند با دغدغه‌های شخصی و سازمانی خود باشند.

این تصور در نظر و یا در عمل رایج است که کارگردان، یک نیروی فنی و هنری صرف است که با توجه به اطلاعات و تجاربی که دارد، می‌تواند هر موضوعی را به یک مستند خوب تبدیل کند. بنابراین تهیه‌کننده یا سفارش‌دهنده به‌ظاهر کار راحتی را پیش رو دارد: تحقیقات مکتوبی که قرار است با هزینه‌ی وی و هنر کارگردان تبدیل به یک مستند خوب و اثرگذار شود.

outsourcerb

اما واقعاً همین‌طور است؟ آیا ترکیب پول، تحقیقات خوب و هنر خوب یک ترکیب طلایی است که خروجی آن یک مستند عالی است؟ اگر چنین است چرا بسیاری از کارهای سفارشی بازده و اثرگذاری مناسب را در جامعه ندارند؟؛ چیزی که دغدغه‌ی اصلی سفارش‌دهنده‌ها و تهیه‌کنندگان آن است؟ چرا اصلاً برخی آثار که به کارگردان‌های هنرمندی هم سپرده شده بودند و بودجه‌ی خوبی هم داشتند به حدی از پیام موردنظر سفارش‌دهنده انحراف داشتند که باوجود هزینه‌ی فراوان برای آن‌ها، اصلاً اکران هم نشدند؟

چیزی که برای اثرگذاری و موفقیت یک فیلم مستند بیشتر از مطلوبیت شرایط عمومی تولید فیلم اهمیت دارد، دغدغه‌مندی شخصی مستندساز در قبال موضعی است که قصد ساخت فیلم مستند درباره آن را دارد. این دغدغه، از جنس دل‌مشغولی شخصی و درون مستندساز است و  باید هم در سازنده فیلم مستند و هم در سفارش دهنده درباره کم و کیف آن تفاهم وجود داشته باشد.  اما برای اینکه بتوانیم برای موضوع خود در تولیدکننده دغدغه ایجاد کنیم، سؤالی که مطرح می‌شود این است که:

چگونه یک دغدغه در مستندساز شکل می‌گیرد؟

هر فردی در طول زندگی خود متأثر از عقایدی که پذیرفته، سبک زندگی‌ای که دارد، جامعه‌ای که در آن زندگی کرده، رسانه‌هایی که در معرض آن‌ها قرار دارد، کتاب‌هایی که خوانده، تجربیاتی که در زندگی داشته  و… و… به یک جهان‌بینی دست پیداکرده است که طبیعتاً این جهان‌بینی نسبتی با حقیقت دارد.

با توجه به این جهان‌بینی برخی چیزها برای فرد مهم‌تر و برخی چیزهای دیگر برای او از اهمیت کمتری برخوردار می‌شود. به‌اصطلاح برخی چیزها برای فرد تبدیل به مسئله می‌شود و ذهن او را درگیر می‌کند و برخی چیزها به دلیل عدم قرابت با جهان‌بینی وی، از اهمیت کمتری برخوردار می‌شود.

بعدازاین مرحله، برخی از این مسائل برای فرد تبدیل به دغدغه می‌شوند. در معنی کلمه‌ی دغدغه در لغت‌نامه‌ی دهخدا، لغات “ترس و بیم و تشویش خاطر” آمده است. یعنی فرد چیزهایی را در اطراف خود می‌بیند که او را نسبت به جامعه نگران می‌کند و برای او بیم‌ها و ترس‌هایی از آینده به وجود می‌آورد.

 برخی از این مسائل تا جایی برای فرد مهم می‌شوند که موجب تشویش خاطر او می‌شوند. به‌موجب همین احساسات فرد نمی‌تواند نسبت به آن‌ها بی‌تفاوت باشد و برطرف شدن این احساسات ناخوشایند در وی انگیزه‌ای می‌شود که وی را به عمل وادارد، این جاست که یک مستندساز مسئله محور دست به ساختن مستند می‌زند و باوجود شرایط هنری و مدیریتی در او می‌توان توقع داشت، نتیجه‌ی کار یک اثر خوب از آب دربیاید.

حال برمی‌گردیم به همان بحث اولیه‌ی خودمان: چرا بسیاری از آثار سفارشی آن اثرگذاری را که مورد توقع سفارش‌دهنده است، از خود به جا نمی‌گذارد و حتی در پاره‌ای از موارد تبدیل به عکس خود می‌شود؟

sarmab

دلیل کم اثر بودن بسیاری از کارهای سفارشی:

جهان‌بینی مستندساز مسئله‌ای نیست که با یک سفارش و یا با مطالعه‌ی یک سری تحقیقات، دستخوش تغییرات جدی شود. مستندساز در طول زندگی خود و در طی سالیان دراز به عقاید و بینش‌هایی دست پیدا کرده است که در وی نهادینه شده‌اند و اگرچه قابل تغییرند اما نه به‌سادگی و نه در مدتی اندک بلکه با صرف زمان و همتی بیشتر از زمانی و همتی که برای رسیدن به عقاید فعلی او گذاشته‌شده است و طبیعی است که سفارش‌دهنده حوصله‌ی این زمان و همت را ندارد و اصلاً کار او، چنین چیزی نیست.

پس سفارش‌دهنده باید توجه داشته باشد موضوعی که می‌خواهد به تولیدکننده سفارش دهد، فاصله‌اش با جهان‌بینی و به‌تبع آن مسائل تولیدکننده در حدی نباشد که در طول انجام پروژه قابلیت جبران آن وجود نداشته باشد. این تصور که کارگردان یک نیروی هنری صرف است که با پرداخت هزینه‌ی پروژه به وی می‌توان پیام موردنظر را از مستند او تولید کرد، تصور اشتباهی است. جهان‌بینی مستندساز، موضوعی است که در تک‌تک لحظات تولید مستند، اثر خود را می‌گذارد.

worldviewb

اگر مستندساز به موضوعی که می‌سازد معتقد نباشد و یا گاهی عقیده‌ای مخالف آن داشته باشد:

اولاً در طول کار انگیزه‌ی خود را از دست می‌دهد و سعی می‌کند هر چه زودتر پروژه را به اتمام برساند و به گمان خودش از شر آن خلاص شود. با توجه به اینکه غالباً سفارش‌دهندگان، احاطه‌ی علمی و هنری بر تولیدکننده ندارند، بنابراین دور زدن سفارش‌دهندگان برای تولیدکنندگان کار سختی نیست.

ثانیاً این عدم عقیده به موضوع سفارش داده‌شده، مانع از آن می‌شود که تولیدکننده ظرایف موضوع را دریابد و به آن باور پیدا کند و اگر این تولیدکننده فیلمنامه نویس باشد اثرات این بی‌عقیدگی در فیلمنامه‌ی وی و اگر کارگردان باشد در خلاقیت‌های هنری و ظرایف کار وی مشخص خواهد شد. ازآنجا که کارگردان کار تبدیل فیلمنامه به تصاویر هنری (دکوپاژ) را بر عهده دارد، و این دکوپاژ می‌تواند به درک وی از موضوع مستند بستگی داشته باشد، کارگردان از یک نیروی فنی و هنری صرف فاصله می‌گیرد و به هنرمندی تبدیل می‌شود که هنر وی به درک وی از موضوع بستگی دارد.

ثالثاً اگر مصاحبه‌کننده (که در بسیاری از موارد همان کارگردان است) به موضوع اعتقاد نداشته باشد، لحن سؤال های او که متأثر از باور او به موضوع است، نه مردم و نه کارشناسان را به وجد نخواهد آورد و غالباً مصاحبه‌ها به مصاحبه‌های عادی و بی حس و حال تبدیل خواهد شد.

رابعاً این احتمال وجود دارد که کارگردان ظاهری از موضوع را بگیرد و سعی کند پیام موردنظر خود را با ظاهر پیام موضوع سفارش‌دهنده، تحویل دهد که این اتفاق بی‌سابقه هم نیست.

و…

بنابراین عدم بی‌اعتقادی مستندساز به کاری که انجام می‌دهد تنها یک مزیت نسبی برای کار محسوب نمی‌شود بلکه شرط لازمِ دادن سفارش به وی است.

این به این معنی نیست که اگر مستندسازی دقیقاً دغدغه‌هایش با سفارش‌دهنده منطبق نبود، کار به وی سفارش داده نشود بلکه به این معنی است که این عدم انطباق باید به‌قدری باشد که در طول مستند جبران‌شدنی باشد. یک مستند سیاسی-دینی طبیعتاً نباید به دست یک کارگردان سکولار سپرده شود و برعکس. مستندی که سفارش‌دهنده‌ی آن به دنبال حرف‌های صریح و جنجالی در آن است نباید به مستندسازی سپرده شود که همه‌ی مستندهای قبلی او مستندهای آرامی بوده‌اند و… .

dartb

پس با همه‌ی مقدمات بالا به این نکته‌ی مهم توجه کنیم که: به‌جای آن‌که با بی‌دقتی در انتخاب تولیدکننده، هزینه‌های شخصی و سازمانی خود را به هدر دهیم و هم‌چنین مقدمات ثبت یک اثر بد را در کارنامه‌ی مستندساز فراهم آوریم، قبل از سپردن سفارش، کمی تأمل کرده و از همان ابتدا تولیدکننده‌ی مناسب را پیدا کرده که شاعر می‌گوید:

سر رود شاید گرفتن به بیل

چو پر شد نشاید گرفتن به پیل

 

 نویسنده: محمدرضا برونی

0

علی قاسم‌زاده



نظری ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*