نگاهی به آخرین ساخته بهروز شعیبی

سیانور؛ فیلمی درخشان با فضاسازی مناسب از دوران پیش از انقلاب

سیانور

بیننده از فیلم جلو یا عقب نمی افتد و همواره آنچیزی که نیاز دارد را می بیند. شخصیت ها در فیلمنامه ساخته شده اند و داستان نیز از درون اتفاقات می جوشد و چیزی تحمیل شده بر آدمها نیست.

فیلم از ترور دو امریکایی در دهه پنجاه شمسی آغاز می شود. تروری که پیگیری آن به بهمنش (مهدی هاشمی) سپرده می شود، کسی که پیشتر سابقه برخورد با گروهک های اینچنینی را داشته است. امیر فخرا (پدرام شریفی) نیز که تازه از دانشگاه پلیس فارغ التحصیل شده است به توصیه یکی از مقامات عالی رتبۀ ساواک (آتیلا پسیانی) با بهمنش شروع به همکاری می کند. بهنمش به دستگیری گسترده افراد مشکوک دست می زند. در این میان وحید افراخته (حامد کمیلی) که یکی از عاملین ترور بوده است، به دام می افتد و خیلی زود اقدام به افشاگری در مورد شرایط داخلی سازمان مجاهدین خلق می کند. خانه تیمی لو رفته از زبان افراخته، توسط نیروهای ساواک محاصره می شود. در حین تفتیش خانه، هما (هانیه توسلی) که یکی از اعضا مجاهدین خلق است، گلوله می خورد. هما به خانۀ امیر فخرایی می آید …
همه آنچه که در بالا خواندید، در حدود ۱۵ دقیقۀ ابتدایی فیلم بیان میشود و ما بقی داستان به مرور ارتباطات درونی سازمان مجاهدین، اختلاف مجید شریف واقفی (بهروز شعیبی) با سایر اعضای کادر مرکزی سازمان بخصوص تقی شهرام (فرزین صابونی) بر سر عدول از اسلام و سرلوحه قرار گرفتن آموزه های مارکس، شکنجه هایی که بابک حمیدیان (دوست مجید شریف واقفی و همراه او در مسئله انشعاب از مجاهدین خلق) در زندان کمیته مشترک تحمل می کند و بازجویی هایی که از او می شود، تصفیه های درونی سازمان مجاهدین، پیگیری های سرهنگ بهمنش و ارتباطات فخرای جوان و هانیه توسلی می پردازد.

rbau9zxd

فیلمنامه سیانور بسیار درخشان است. به نوعی که تقریبا هیچ کجا از ریتم نمی افتد و همواره به پیش می رود. یکی دیگر از نکته های بسیار مهم نوشته مسعود احمدیان این است که بیننده را همراه با فیلم آگاه می کند. بیننده از فیلم جلو یا عقب نمی افتد و همواره آنچیزی که نیاز دارد را می بیند. شخصیت ها در فیلمنامه ساخته شده اند و داستان نیز از درون اتفاقات می جوشد و چیزی تحمیل شده بر آدمها نیست.
از یک خطای دم دستی تدوینی که صرف نظر کنیم، فضاسازی کار بسیار تحسین برانگیز است، همینطور بازی ها و موسیقی بهزاد عبدی. اما نقطه اوج کار عوامل فنی، فیلمبرداری علیرضا برازنده است. برازنده برای سومین بار پس از آرایش غلیظ و بوفالو، دست به فیلمبرداری با نگاتیو زده است. این ریسک بزرگ، اثر مثبت خود را در بافت تصاویر و همچنین سختگیری ناشی از نبودن هارد های پرظرفیت نشان داده است. از همۀ اینها که بگذریم، باید به کار بزرگی که بهروز شعیبی دست به آن زده است اشاره کنیم. شعیبی برای دومین اثر خود یک داستان پرکشش اما بسیار سخت را برگزیده است و حقا از پس آن برآمده. او کارش را خیلی خوب انجام داده است، نه تنها از سینمای آپارتمانی پرهیز کرده، بلکه دست به روایت داستانی در مقطعی بسیار مهم از تاریخ زده است. کنترل و تسلط شعیبی بر کار مانع از این شده است که کار با صحنه های شکنجه تبدیل به اثری خشن و دل آزار شود. همچنین سیانور به دام ملودرام خانوادگی هم نیفتاده و بیان روابط میان آدمها را فدای روایت تاریخی خود نکرده است.

  نویسنده: مجید فضائلی

0

مدرسـه آینه



نظری ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*