بررسی فیلم بادیگارد ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا

حاتمی‌کیا بادیگارد سینمای ایران

این فیلم نه تنها به راحتی در دسته ی فیلم های جهانیی قرار می گیرد که می تواند مخاطب خارجی را پای خود بنشاند، بلکه شاید بتوان گفت که یکی از بهترین آثار برای شناساندن سینمای ایران به جهانیان است.

فیلم روایت ماه های آخر خدمت سرتیم حافظتی است به نام حیدر (پرویز پرستویی). او در ابتدای فیلم در گیر حادثه‌ی تروری می شود که در آن شخصیتی که از او محافظت می کند، به شدت زخمی می شود. بعد از این اتفاق او مامور محافظت یک دانشمند هسته ای به نام میثم می شود (بابک حمیدیان).

001

اگر بخواهیم به تصویر این فیلم از ۰ تا ۱۰ نمره بدهیم من نمره ۱۱ را انتخاب می کنم. فیلم برداری فیلم به شدت دل‌نشین است. تعداد نماهایی که با کوآد گرفته شده کم نیست و هیچ کدام آزار دهنده نیست، گویی حرکت، حرکت نرم یک کرین یا یک استدی کم است. (به خصوص نمای انتهایی و حرکت داخل تونل) تدوین حساب شده و بسیار هماهنگ با تصویر است. ریتم کار به گونه ای است که لحظه ای بیننده منتظر نمی ماند، همواره حرکتی در حال انجام است، حتی صحنه هایی که می توانستند ریتم داستان را کند کنند و سبب شوند که حوصله مخاطب سر برود، با تدوین موازی با یک اتفاق دیگر، جذاب و دل نشین شده اند. اگر بخواهیم به یکی از چند نکته جذاب این فیلم اشاره کنیم، می توان به تیتراژ آغازین آن پرداخت که با تدوین موازی باصحنه ترور به شدت تعلیق را افزایش داده و ریتم را بهبود بخشیده است.

004

یک فیلم سینمایی را می توان به یک رودخانه و بینندگان آن را به قایق های کوچک و بزرگی که در ساحل آن پهلو گرفته اند تشبیه کرد. ممکن است هر چه فیلم قوی تر باشد تعداد قایق بیشتری را می تواند از ساحل جدا کند و با خود همراه سازد. و وقتی قایقی از ساحل جدا شود، دیگر اختیارش باخودش نیست بلکه هر جا رودخانه رود او نیز خواهد رفت. و فیلم بادیگار، نه یک رودخانه پرخروش بلکه یک طوفان سهمگین است که در همان پنج دقیقه اول (تیتراژ شروع فیلم) هرچه قایق کوچک و بزرگ است را از ساحل می کند و بارد؛ حتی اگر این قایق ها با طناب زنجیر در جای خود محکم شده باشند.

موسیقی کار که ساخته کارن همایون فر است، بسیار به جا نشسته و مکمل واقعی فضای فیلم است. در لحظه لازم موسیقی بیننده را از جای خود جدا می کند و حسی را که کارگردان می خواسته منتقل می کند. این فیلم هم مانند فیلم چ حاتمی کیا از تکنیک شک صوتی بهره می برد، آن لحظه که لازم است بیننده از فضای قبلی کنده شود و به اتفاق دیگری منتقل شود، شروع صحنه با صدایی بلند و ناگهانی است.

n00102150-b

فیلم بادیگارد را می توان در رده‌ای متفاوت از فیلم های معمول سینمای ایران جای داد. عمده ی فیلم های سینمای ما در بهترین حالت یک پیرنگ کامل دارند (یعنی یه سری فیلم داریم که پیرنگ اصلیشون ناقصه!) و تمام طول فیلم و اتفاقات مربوط به این پی رنگ اصلی است. اما در این فیلم مانند بسیاری از فیلم های برتر دنیا که فیلم‌نامه ای فکر شده و پرداخت شده دارند، تعدادی پی رنگ فرعی می بینیم که علاوه بر شخصیت سازی و معرفی شخصیت ها، در تدوین به کمک پیرنگ اصلی می آیند تا ریتم کار حفظ شود. و این پیرنگ ها به خوبی در پیرنگ اصلی آمیخته شده اند. هیچ لحظه ای از فیلم نیست که بیننده متنظر باشد که بگذرد و در دل بگوید که چرا این صحنه تمام نمی شود؛ بلکه از لحظه لحظه ی آن لذت می برد.

Bodyguard-NavaFilm-5

این فیلم نه تنها به راحتی در دسته‌ی فیلم های جهانیی قرار می گیرد که می تواند مخاطب خارجی را پای خود بنشاند، بلکه شاید بتوان گفت که یکی از بهترین آثار برای شناساندن سینمای ایران به جهانیان است.  فیلم پر از لحظه هایی است که بیننده پر از غرور می شود، بیننده با بازیگران (و کارگردان) گریه می کند و گاه می‌خواهد که عضو یگان حفاظت باشد. فیلم به تو می گوید باید بگویی مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل مرگ بر طاغوت بدون اینکه حتی صحنه ای شعار دادن به شما نشان دهد، بدون این که حرفی مستقیم از آمریکا به تو بزند. و تو در انتها سرشار از نفرت و دشمنی از این شیطان بزرگ‌هستی که بعضی ها می خواهند او را دوست نشان دهند. و چه خوب نفرتی است، نفرت از طاغوت و دشمن دین و خدا و پیغمبر.

نویسنده: علی قاسم‌زاده

0



نظری ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*