پرونده ویژه یازدهمین جشنواره سینماحقیقت - نقد مستند ترور سرچشمه

«شهید بهشتی» در ترور سرچشمه؛ جذاب ولی ناقص!

نیمه ابتدایی این مستند 90دقیقه‌ای به بیان جزییاتی از انفجار دفتر حزب جمهوری در 7تیر1360 میگذرد ولی در ادامه به ویژگی‌های شخصیتی شهید بهشتی، دعوایش با بنی‌صدر، کینه سازمان مجاهدین خلق و ... پرداخته می‌شود.

امشب در جشنواره حقیقت، اثر جدید محمدحسین‌مهدویان درمورد شهیدبهشتی را دیدم. مستند ترورسرچشمه آنقدر جذاب بود که مرا واداشت علیرغم شلوغی سالن، یک ساعت و نیم سرپا بایستم و فیلم را تا انتها تماشا کنم.


مثل آثار قبلی مهدویان، فیلم از نظر فرم، در سطحی بسیار بالاتر از کارهای موجود قرار داشت و همه چیز درست و به جا در کنار هم قرار گرفته بود؛ از فیلمنامه و طراحی روایت و انتخاب ساختار گرفته تا طراحی صحنه و استفاده صحیح از آرشیو و تدوین و موسیقی و … اگر بخواهیم به فرم کار نمره بدهیم، ۹ونیم از ۱۰ منصفانه است. (یکی دو مورد عدم تجانس در برخورد فیلمساز از پشت قاب دوربین حین مصاحبه وجود داشت که موضوع بحث ما نیست)
اما آنچه مرا بر آن داشت که درمورد فیلم بنویسم، محتوای آن بود. اولین کار مستندساز پس از بررسی و پژوهش درمورد موضوع و سوژه مد نظرش، انتخاب است. آنچه که مستندهای خوب را از هم متمایز می‌کند، تفاوت در انتخاب‌ها است. در حقیقت کارگردان (مولف اصلی اثر) تصمیم میگیرد که بخش‌هایی از واقعیات را پررنگ کند و از کنار بخش‌هایی از آنها بسادگی عبور کند یا اصلا آنها را مطرح نکند. این موضوع بویژه در مورد مستندهای تاریخی مطرح است. مهدویان هم در مستند جدیدش دست به انتخاب‌هایی در محتوا زده است.


نیمه ابتدایی این مستند ۹۰دقیقه‌ای به بیان جزییاتی از انفجار دفتر حزب جمهوری در ۷تیر۱۳۶۰ میگذرد ولی در ادامه به ویژگی‌های شخصیتی شهید بهشتی، دعوایش با بنی‌صدر، کینه سازمان مجاهدین خلق و … پرداخته می‌شود و فیلم از «سرچشمه» دور شده و شهیدبهشتی محوریت پیدا می‌کند و به مخاطب اعلام می‌کند که مساله من صرفا پرداختن به حادثه و پیدا کردن مقصر نیست، بلکه مساله من بازنمایی شخصیت و ویژگیهای منحصر بفرد بهشتی است.
بهشتی در مستند اینگونه معرفی شده: روشنفکر جدا از فضای سنتی حوزه، طراح و یار امام در شکل‌دهی مفهوم جمهوری اسلامی، حامی مردم در انتخاب نوع حکومت، مخالف شکنجه و منتقد رفتار غیرمردمی مسئولین. این جنبه‌ها از شخصیت بهشتی که بیشتر رحمانی است پررنگ شده و انگار کارگردان از بازخوانی آن برهه تاریخ، میخواهد مکرر تذکر ‌دهد که بهشتی، برای جامعه الان ما صلح و مدارا و صبر به ارمغان می‌آورد. اما هیچ اشاره‌ای نمیکند که بهشتی خود را معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهادی که در عین زنده بودن و پویا بودن، «باید سخت ملتزم به وحی و تعهد در برابر کتاب و سنت باشد» میداند و همه این ویژگیهای جذاب بهشتی، منبعث از اسلامی است که ابعاد دیگری هم دارد.
بهشتی در این مستند، ضداستکباری نیست و به آمریکا نمیگوید که از عصبانیت بمیر. این فقط یکی از اعتقادات بهشتی است که مغفول مانده یا ترجیح داده شده که مطرح نشود. انگار نه انگار که در نامه خصوصی خود به امام در اواخر سال ۵۹، میگوید: « بینش اول در برابر بیگانگان و هجوم تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی به نظام، سخت ‏به توکل بر خدا و اعتماد به نفس و تکیه بر توان اسلامی و پرهیز از گرفتارشدن در دام داوریها یا دلسوزیهای بیگانگان معتقد و ملتزم. بینش دیگر، هرچند دلش همین را میخواهد و زبانش همین را میگوید و قلمش همین را مینویسد، اما چون همه مختصات لازم برای پیمودن این راه دشوار را ندارد، در عمل لرزان و لغزان.»


اصلا همه انتقاد به مستند این است که هیچ بویی از نامه ۲۲اسفند۵۹ (کمتر از  ۴ماه پیش از شهادت بهشتی) در آن وجود ندارد. فیلم اصلا تمایلی به پرداختن به شخصیت بهشتی از زاویه نگاه خود بهشتی ندارد. بی‌توجهی به تفکر بهشتی در ترسیم دو بینش برای اداره کشور تا آنجا ادامه پیدا کرده که علیرغم تصریح خود بهشتی پیرامون دعوایش با بنی‌صدر که فرموده: «دوگانگی موجود میان مدیران کشور بیش از آن که جنبه شخصی داشته باشد، به اختلاف دو بینش مربوط میشود»، دعوای بهشتی و بنی‌صدر را یک دعوای جناجی و شخصی ترسیم میکند و مخاطب میپندارد که: بنی‌صدر از ترس ترور شدن توسط بهشتی به او تهمت میزده اما بهشتی با سعه صدر و صبر فراوان به او چیزی نمیگفته!
خلاصه آنکه بازنمایی «ترور سرچشمه» از شهید بهشتی یک بازنمایی ناقص است و همچنان بر مظلومیت بهشتی می‌افزاید. اگر کسی بخواهد با بازخوانی تاریخی شهیدبهشتی مستندی بسازد که نسخه‌ای مفید برای امروز باشد، باید این دو قطب ترسیم شده میان مسئولان کشور توسط شهیدبهشتی را محور تحلیل و پیام اصلی فیلم قرار دهد که «بینش اول به نظام و شیوه‏ای برای زندگی امت ما معتقد است که در عین گشودن راه بسوی همه نوع پیشرفت و ترقی، مانع حل شدن مسلمانها در دستاوردهای شرق یا غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام و ارزش اصیل و مستقل اسلام استوار دارد. بینش دیگر با حفظ نام اسلام و بخشی از ارزشهای آن، جامعه را به راهی میکشاند که خود به خود درها را به‌روی ارزشهای بیگانه از اسلام و بلکه ضداسلام میگشاید.»

نویسنده: حمیدرضا جعفریان

0



نظری ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*